×
×

پل‌ها را می‌توان تخریب کرد، اراده یک ملت را نه

واکاوی جنگ زیرساختی علیه ایران در گفت‌وگو با دکتر عباس احدی، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی و دفاعی حملات اخیر به زیرساخت‌های حیاتی کشور، از شبکه‌های حمل‌ونقل و تأسیسات انرژی تا مراکز خدماتی، بار دیگر نشان داد که دشمنان ایران در کنار فشارهای اقتصادی و سیاسی، راهبرد ضربه زدن به ظرفیت‌های حیاتی کشور را نیز دنبال می‌کنند. اما پرسش اساسی این است که آیا هدف قرار دادن زیرساخت‌ها می‌تواند اراده یک ملت را تضعیف کند؟ آیا جنگ زیرساختی نشانه قدرت دشمن است یا واکنشی به ناکامی‌های آن در عرصه‌های دیگر؟ برای بررسی ابعاد این موضوع، با دکتر عباس احدی، تحلیلگر ارشد مسائل راهبردی و دفاعی، گفت‌وگو کرده‌ایم.
پل‌ها را می‌توان تخریب کرد، اراده یک ملت را نه
  • سؤال: آقای دکتر، حملات اخیر علیه زیرساخت‌های کشور را در چه چارچوبی باید تحلیل کرد؟ آیا شاهد تغییر در راهبرد دشمن هستیم؟

    دکتر عباس احدی:
    آنچه امروز شاهد آن هستیم را نمی‌توان یک اقدام منفرد و جدا از روندهای گذشته دانست. دشمن در سال‌های اخیر، پس از تجربه ناکامی در فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، به سمت شیوه‌هایی حرکت کرده که هدف آن ایجاد اختلال در روند عادی زندگی مردم و آسیب زدن به ظرفیت‌های توسعه‌ای کشور است.

    انتخاب زیرساخت‌هایی مانند شبکه حمل‌ونقل، مراکز خدماتی و تأسیسات حیاتی، نشان می‌دهد که دشمن به دنبال هدف قرار دادن نقاطی است که با زندگی روزمره مردم و چرخه اقتصادی کشور ارتباط مستقیم دارند.

    اما یک خطای محاسباتی در این رویکرد وجود دارد؛ اینکه قدرت یک ملت را فقط در سازه‌ها و تجهیزات خلاصه کنند. ممکن است یک پل یا یک تأسیسات آسیب ببیند، اما سرمایه اصلی یک کشور، اراده، دانش، تجربه و همبستگی مردم آن است؛ سرمایه‌ای که با ابزار نظامی از بین نمی‌رود.

    سؤال: تکرار حمله به برخی زیرساخت‌های راهبردی مانند مناطق بندری چه پیامی دارد؟

    دکتر عباس احدی:
    مناطق راهبردی مانند بنادر، فقط یک نقطه جغرافیایی نیستند؛ بخشی از مسیر توسعه، تجارت و ارتباطات منطقه‌ای کشور محسوب می‌شوند. توجه دشمن به این مناطق نشان می‌دهد که آنها اهمیت نقش ایران در معادلات منطقه‌ای و اقتصادی را درک کرده‌اند.

    اما تکرار حمله، الزاماً نشانه موفقیت نیست. گاهی تکرار یک اقدام، بیانگر این است که دشمن به دنبال جبران ناکامی‌های خود در رسیدن به اهداف اصلی است.

    تجربه تاریخی ایران نشان داده که آسیب به زیرساخت‌ها، هرچند هزینه‌هایی ایجاد می‌کند، اما نمی‌تواند حرکت یک ملت را متوقف کند. ملت ایران در دوره‌های مختلف ثابت کرده که توان بازسازی، سازگاری و عبور از بحران‌ها را دارد.

    سؤال: آیا می‌توان این اقدامات را در ارتباط با فشارهای سیاسی و مذاکراتی تحلیل کرد؟

    دکتر عباس احدی:
    فشار نظامی، اقتصادی یا سیاسی، زمانی اثرگذار است که بتواند محاسبات یک ملت را تغییر دهد. اما تجربه چند دهه گذشته نشان داده که فشار خارجی نه تنها استقلال تصمیم‌گیری ایران را از بین نبرده، بلکه در بسیاری از موارد موجب تقویت نگاه به توان داخلی شده است.

    دشمنان معمولاً تلاش می‌کنند با ایجاد هزینه، اراده سیاسی کشورها را تغییر دهند؛ اما در مورد ایران، مؤلفه‌های قدرت فقط در محاسبات مادی خلاصه نمی‌شود. پشتوانه مردمی، توان علمی، تجربه مدیریتی و ظرفیت‌های داخلی، بخش مهمی از قدرت ملی را تشکیل می‌دهد.

    سؤال: پاسخ مناسب به جنگ زیرساختی چیست؟

    دکتر عباس احدی:
    پاسخ به این نوع تهدید، فقط در واکنش نظامی خلاصه نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت، توان بازسازی سریع و حفظ خدمات عمومی است.

    کشوری که بتواند پس از یک حادثه، با سرعت زیرساخت‌های خود را ترمیم کند و اجازه ندهد زندگی مردم مختل شود، در واقع بخش مهمی از بازدارندگی خود را به نمایش گذاشته است.

    در کنار تقویت توان دفاعی، باید بر توسعه فناوری‌های داخلی، پدافند غیرعامل و افزایش آمادگی زیرساخت‌ها نیز تمرکز کرد.

    سؤال: رمز تاب‌آوری ایران در برابر فشارها چیست؟

    دکتر عباس احدی:
    تاب‌آوری یک ملت حاصل مجموعه‌ای از عوامل است؛ تجربه تاریخی، ظرفیت انسانی، دانش بومی و روحیه مسئولیت‌پذیری اجتماعی.

    ایران در طول دهه‌های گذشته بحران‌های متعددی را پشت سر گذاشته و هر بار، با تکیه بر توان داخلی مسیر ادامه حرکت را پیدا کرده است.

    مهم‌ترین سرمایه یک کشور، نیروی انسانی آن است؛ مهندسان، متخصصان، نیروهای اجرایی و مردمی که در زمان بحران وارد میدان می‌شوند و اجازه نمی‌دهند مشکلات به توقف تبدیل شود.

    سؤال: مهم‌ترین درس این حوادث برای آینده چیست؟

    دکتر عباس احدی:
    این حوادث نشان می‌دهد امنیت ملی یک مفهوم چندلایه است. امروز امنیت فقط به تجهیزات نظامی محدود نیست؛ امنیت انرژی، ارتباطات، حمل‌ونقل، فناوری و حتی امنیت روانی جامعه نیز اهمیت دارد.

    بنابراین باید نگاه ما به امنیت، جامع‌تر شود؛ توسعه زیرساخت‌های مقاوم، استفاده از فناوری‌های نوین، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و تقویت مدیریت بحران، از ضرورت‌های آینده است.

    سؤال: در شرایط جنگ ترکیبی، نقش رسانه و افکار عمومی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    دکتر عباس احدی:
    در جنگ‌های جدید، روایت‌ها نیز بخشی از میدان نبرد هستند. دشمن تلاش می‌کند از یک آسیب محدود، تصویری از ناتوانی و فروپاشی ایجاد کند.

    در مقابل، اطلاع‌رسانی دقیق، امیدآفرینی و روایت تلاش متخصصان و مردم، بخش مهمی از مقابله با جنگ روانی است.

    همان‌طور که زیرساخت‌ها نیازمند حفاظت و بازسازی هستند، اعتماد عمومی نیز نیازمند مراقبت است.

    سؤال: سخن پایانی شما برای مردم و مسئولان چیست؟

    دکتر عباس احدی:
    برای مردم عزیز باید گفت که تاریخ نشان داده ملت‌هایی که بر هویت، امید و توان داخلی خود تکیه می‌کنند، از سخت‌ترین بحران‌ها عبور می‌کنند.

    و برای مسئولان، این پیام روشن است که امنیت و آمادگی، موضوعی دائمی است. باید از هر حادثه‌ای برای افزایش توان پیشگیری، مقاوم‌سازی و خدمت‌رسانی بهتر استفاده کرد.

    ممکن است سازه‌ها آسیب ببینند و پل‌ها نیازمند تعمیر شوند، اما اراده یک ملت، سرمایه‌ای نیست که با بمب و موشک از بین برود.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *