×
×

روایت شاهدان عینی از لحظه به لحظه حمله موشکی رژیم صهیونیستی به میدان شهدای قدس تجریش | زندگی و مرگ در چند ثانیه

  • کد نوشته: 1203
  • ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
  • یک سال پس از فاجعه تجریش؛ از انفجار تا همبستگی مردم در دل بحران در سالگرد حمله موشکی رژیم صهیونیستی به میدان شهدای قدس در تجریش، روایت‌های ناگفته شاهدان عینی، کسبه، شهروندان و مدیران شهری پرده از ابعاد تازه‌ای از این جنایت برمی‌دارد. روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، یکی از شلوغ‌ترین نقاط تهران در میان انفجار، […]

    روایت شاهدان عینی از لحظه به لحظه حمله موشکی رژیم صهیونیستی به میدان شهدای قدس تجریش | زندگی و مرگ در چند ثانیه
  • یک سال پس از فاجعه تجریش؛ از انفجار تا همبستگی مردم در دل بحران

    در سالگرد حمله موشکی رژیم صهیونیستی به میدان شهدای قدس در تجریش، روایت‌های ناگفته شاهدان عینی، کسبه، شهروندان و مدیران شهری پرده از ابعاد تازه‌ای از این جنایت برمی‌دارد. روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، یکی از شلوغ‌ترین نقاط تهران در میان انفجار، آوار و هراس فرو رفت؛ اما در دل این تراژدی، صحنه‌های کم‌نظیری از همبستگی مردمی رقم خورد.

    زندگی عادی در تجریش جریان داشت. بیمارستان شهدا، خریدهای عصرگاهی و آخرین روزهای تحصیل دانش‌آموزان، فضای میدان را پر کرده بود. ناگهان انفجاری مهیب همه چیز را بر هم زد. خودروها مچاله شدند، شیشه‌ها فرو ریخت و دود و گرد و غبار جای خنده‌ها و رفت‌وآمدهای روزمره را گرفت.

    مدیریت بحران در کمتر از چهار روز

    هادی حق‌بین، شهردار منطقه یک، در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به حمله همزمان به سه نقطه در خیابان شهید باهنر گفت: «دشمن صهیونیستی زیرساخت‌های اساسی شهر را هدف قرار داد. حجم عظیم آب وارد متروی تجریش شد که می‌توانست فاجعه‌بارتر باشد، اما با هدایت سریع آب، مدیریت صحنه و انتقال مجروحان، ظرف چهار روز محور به حالت عادی بازگشت.»

    احسان خیراتیان صفایی، معاون خدمات شهری، نیز تأکید کرد: «تنها ۵ تا ۱۰ دقیقه پیش از انفجار از آن تقاطع عبور کرده بودم. مردم پیش از رسیدن آتش‌نشانی، صحنه را در دست گرفتند و مجروحان را به بیمارستان رساندند. کمتر از یک ساعت آب مهار شد و پس از چهار روز، دوباره خودروها پشت چراغ قرمز همان میدان ایستادند؛ این بار ایستادن نماد بازگشت به زندگی بود.»

    روایت کسبه از لحظات هولناک

    اکبر عباسی، یکی از کسبه خیابان شهید باهنر، با صدایی گرفته می‌گوید: «در زیرزمین مغازه عطاری بودم که صدای انفجار همه چیز را در هم شکست. وقتی بیرون دویدم، ویترین فرو پاشیده و زنانی روی زمین افتاده بودند. هنوز صدای جیغ کودکانی که دنبال خانواده‌شان می‌گشتند، در گوشم است. تا چند روز آن صحنه‌ها از ذهنم بیرون نمی‌رفت.»

    فدایی، یکی دیگر از کسبه، نیز به ایسنا گفت: «ساختمان بانک شهر تخریب شده بود، یک خودروی شاسی‌بلند در حفره عمیق میدان افتاده بود و یک خانم باردار در خودروی کوییک خود بر اثر اصابت ترکش جان باخت. دستفروشی که سبزی می‌فروخت و می‌شناختمش، در مسیر خانه شهید شد.»

    روایت یک بازمانده: مردم به داد هم رسیدند

    بهناز مسچی، کارمند شهرداری که خود در این حادثه زخمی شد، با چشمانی اشکبار تعریف می‌کند: «ناگهان زمین زیر پم منفجر شد و پرت شدم چند متر آن طرف‌تر. فوران آب و پرتاب تکه‌های آسفالت و درب آهنی از آسمان را دیدم. اما مردم ول کردند؟ نه! یکی مرا به سمت مترو برد، یکی وسایل کمک‌های اولیه آورد و یک موتورسوار به بیمارستان رساند. درد حادثه با این همدلی‌ها کمتر می‌شد.»

    یادی از شهدا و ادامه زندگی

    یک سال بعد، میدان شهدای قدس هنوز جای زخم‌های آن روز را بر خود دارد. خودروها و رهگذران دوباره از آن می‌گذرند، اما نام و یاد کسانی که در آن بعدازظهر به شهادت رسیدند، در حافظه جمعی شهر باقی مانده است. خاطره تلخی از روزی که زندگی برای دقایقی متوقف شد؛ اما اراده مردم برای ادامه دادن، هرگز از حرکت نایستاد.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *