×
×

تفاوت جایگاه زن در جوامع معاصر با تکیه بر شناخت دینی

  • کد نوشته: 878
  • ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
  • موضوع «زن» یکی از محوری‌ترین و در عین‌حال مناقشه‌خیزترین مباحث هویت‌ساز جوامع بشری است. چگونگی تعریف زن، نقش‌های اجتماعی او، امکان‌مندی‌های مشارکت، و حدود و ثغور حقوق فردی و خانواده‌محور، در سه قرن اخیر به شکلی چشم‌گیر دچار بازتعریف شده‌ است. از یک‌سو مدرنیته – بر پایه فردیت فلسفی و عقلانیت ابزاری – به سوی […]

    تفاوت جایگاه زن در جوامع معاصر با تکیه بر شناخت دینی
  • موضوع «زن» یکی از محوری‌ترین و در عین‌حال مناقشه‌خیزترین مباحث هویت‌ساز جوامع بشری است. چگونگی تعریف زن، نقش‌های اجتماعی او، امکان‌مندی‌های مشارکت، و حدود و ثغور حقوق فردی و خانواده‌محور، در سه قرن اخیر به شکلی چشم‌گیر دچار بازتعریف شده‌ است. از یک‌سو مدرنیته – بر پایه فردیت فلسفی و عقلانیت ابزاری – به سوی برابری حقوقی حرکت کرده؛ از سوی دیگر ادیان – به‌ویژه در خوانش معنابخش و الهیات اجتماعی – پی‌گیر حفظ شأن زن با نگاه کرامیّت‌محور بوده‌اند. در این میان، تقابل سطحی میان «دین» و «مدرن» اگر به زبان عالمانه و عمیق تحلیل نشود، تبدیل به سوء‌برداشت و دوگانه‌سازی‌های کاذب می‌شود.

    در بخش نخست باید توضیح داد که در روح دینی، زن نه یک ابزار، که حامل «کرامت انسانی» است؛ فارغ از نقش اجتماعی، زن در خیابان، زن در دانشگاه، زن در مادری و زن در سیاست، بر اساس نگاه توحیدی، حامل ظرفیت قرب و معنویت و عقلانیت است. این همان مفهومی است که در ادبیات اسلامی «انسانِ مکرم» معرفی می‌شود. در این نگاه، تفاوت زن و مرد، تفاوت ظرفیت‌سوز نیست؛ بلکه تفاوت «الگوهای مأموریت» و «اقتضائات» است. نکته کلیدی آن است که این تفاوت ارزشی نیست، کارکردی است.

    اما در جوامع امروز، تفاوت‌ها بیشتر به صورت «ساختار اجتماعی» خود را نشان می‌دهد. برای مثال، در غرب، زن بیش از هر دوره‌ای در تاریخ، وارد بازار کار شده و نقش مشارکت اقتصادی پیدا کرده؛ اما در مقابل، تضعیف ساخت خانواده، فرسایش نقش والدگری، و تبدیل بدن انسان به کالای مصرفی در صنعت تبلیغات، چهره‌ای متناقض را از زنانگی نشان داده است. یعنی آزادی ظاهری، با نوع جدیدی از فشارها جایگزین شده است: فشارِ زیبایی، فشار استانداردسازی بدن، فشار مبادله احساسی در شبکه‌های اجتماعی.

    در برخی جوامع شرقی، مسئله، نوع دیگری است: محدودیت‌های سنتی، گاهی برچسب «دینی» می‌گیرد، در حالی‌که پایه‌اش عادت تاریخی است، نه متن وحی و شریعت. در نتیجه زن، میان دو افراط گرفتار می‌شود: یا باید مدل زن مصرفی رسانه‌های جهان‌سومِ کپی‌کننده غرب باشد؛ یا زن منفعل و بی‌صدا که نقش اجتماعی‌اش نادیده گرفته می‌شود.

    شناخت دینی عالمانه، هر دو را نقد می‌کند: نه زن مصرفیِ کاپیتالیستی را می‌پذیرد، و نه زنِ منزوی و بیرون‌رانده از امکان‌سازی اجتماعی را. قرآن، روایتِ سوم را پیشنهاد می‌کند: زنِ فاعل، زنِ اندیشمند، زنِ اهل انتخاب، اما در چارچوب خانواده‌محور و کرامت‌محور. در این نگاه، نقش زن در جامعه، امتداد نقش او در خانواده است نه جایگزین آن. و معنای «کرامت» مساوی با «امکان شکوفایی» است.

    پس تفاوت زن در جامعه امروز، از نگاه دینی نه تفاوت ارزش انسانی، بلکه تفاوت مدل‌سازی اجتماعی و انتخاب‌های فلسفی است. مسئله امروز زنان، بیش از جنسیت، «هویت» است: آیا جهان مدرن زن را به آزادی رسانده، یا آن را در چارچوب‌های اقتصادی جدید مصادره کرده؟ و آیا ما خوانش دینی را از سطح کلیشه‌های فرهنگی پاک کرده‌ایم تا آنچه واقعاً کتاب و سنت گفته‌اند را بفهمیم؟

    این پرسش، کلید حل مسئله است. و بدون آن، بحث زن، همیشه قربانی رسانه خواهد ماند.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *