×
×

دقت در نفوذ به افکار عمومی
استفاده ترامپ از الگوریتم و هوش مصنوعی برای توئیت های زیاد و هدف آن

  • کد نوشته: 1056
  • ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
  • استفاده دونالد ترامپ و تیم‌های تبلیغاتی او از فناوری‌های نوین، از جمله هوش مصنوعی و الگوریتم‌های تحلیل داده، یکی از مباحث داغ در تحلیل‌های انتخاباتی و علوم سیاسی مدرن است. این موضوع تنها محدود به “تعداد توئیت‌ها” نیست، بلکه به «دقت در نفوذ به افکار عمومی» بازمی‌گردد.
    استفاده ترامپ از الگوریتم و هوش مصنوعی برای توئیت های زیاد و هدف آن
  • استفاده دونالد ترامپ و تیم‌های تبلیغاتی او از فناوری‌های نوین، از جمله هوش مصنوعی و الگوریتم‌های تحلیل داده، یکی از مباحث داغ در تحلیل‌های انتخاباتی و علوم سیاسی مدرن است. این موضوع تنها محدود به “تعداد توئیت‌ها” نیست، بلکه به «دقت در نفوذ به افکار عمومی» بازمی‌گردد.

    در اینجا به بررسی اهداف و سازوکارهای این رویکرد می‌پردازیم:

    ۱. هدف از حجم بالای توئیت‌ها و پیام‌ها

    هدف اصلی از تولید محتوای انبوه (که گاهی توسط ربات‌ها یا تیم‌های بزرگ مدیریت می‌شود)، صرفاً «دیده شدن» نیست، بلکه «تسلط بر روایت» (Narrative Control) است:

    • سلطه بر فضای خبری: با تولید محتوای مداوم، تیم تبلیغاتی او نبض گفتگوی روزانه در شبکه‌های اجتماعی  را در دست می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد رقبای سیاسی یا رسانه‌های سنتی، موضوع اصلی بحث در جامعه باشند.
    • تثبیت پیام (Repetition): بر اساس اصل روان‌شناختی «اثر حقیقت واهی»، تکرار یک پیام در قالب‌های مختلف، حتی اگر پایه و اساس محکمی نداشته باشد، باعث می‌شود آن پیام در ذهن مخاطب به عنوان یک “حقیقت” تثبیت شود.
    • ایجاد موج‌های هیجانی: توئیت‌های هدفمند معمولاً برای تحریک احساسات (خشم، ترس یا غرور) طراحی می‌شوند تا نرخ مشارکت (لایک، بازنشر و کامنت) را به حداکثر برسانند؛ این کار الگوریتم‌های پلتفرم را مجبور می‌کند که آن محتوا را به افراد بیشتری نشان دهند.

    ۲. نقش هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها

    تیم‌های تبلیغاتی ترامپ (مانند آنچه در سال ۲۰۱۶ با شرکت “کمبریج آنالیتیکا” تجربه شد و در سال‌های بعد تکامل یافت) از هوش مصنوعی برای موارد زیر استفاده می‌کنند:

    • خرد کردن مخاطبان (Micro-Targeting): هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های کاربران، آن‌ها را به گروه‌های بسیار کوچک (میکرو) تقسیم می‌کند. سپس پیامی مخصوصِ ترس‌ها، علایق و دغدغه‌های همان گروه خاص تولید و ارسال می‌شود. یعنی برای یک فردِ علاقه‌مند به اقتصاد، پیامی با ادبیات اقتصادی و برای یک فردِ مذهبی، پیامی با ادبیات ارزشی ارسال می‌شود.
    • تولید محتوای تطبیقی (A/B Testing): الگوریتم‌ها هزاران نسخه از یک پیام (با کلمات، لحن و تصاویر مختلف) را به صورت آزمایشی منتشر می‌کنند. هوش مصنوعی بلافاصله بررسی می‌کند کدام نسخه بیشترین واکنش را داشته است و سپس همان نسخه برنده را با بودجه کلان برای میلیون‌ها نفر پخش می‌کند.
    • شناسایی و تقویت حامیان: هوش مصنوعی به شناسایی حامیان وفادار کمک می‌کند تا تیم‌ها بتوانند آن‌ها را به “مبلغین داوطلب” تبدیل کنند. آن‌ها با دریافت محتوای آماده توسط هوش مصنوعی، آن را در گروه‌های خانوادگی و دوستانه پخش می‌کنند که بسیار مؤثرتر از تبلیغات مستقیم است.

    ۳. چرا این استراتژی برای ترامپ کارآمد است؟

    • فرار از فیلتر رسانه‌های سنتی: ترامپ از طریق شبکه اجتماعی  و هوش مصنوعی، واسطه (خبرنگاران و سردبیران) را حذف کرده و مستقیماً با پایگاه رأی خود ارتباط برقرار می‌کند.
    • هزینه اثربخشی: تبلیغاتِ هوشمندِ هدفمند (Targeted Ads) بسیار ارزان‌تر و مؤثرتر از تبلیغات تلویزیونی گسترده هستند، زیرا مستقیماً به سراغ افرادی می‌روند که احتمال رأی دادنشان بیشتر است.

    نتیجه‌گیری

    استفاده از هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها در این استراتژی، «سیاست‌ورزی مبتنی بر داده» است. هدف نهایی، ایجاد یک “حباب اطلاعاتی” (Echo Chamber) برای طرفداران است که در آن، اطلاعاتِ گزینش‌شده به صورت مستمر به آن‌ها تزریق می‌شود تا نه تنها رأی آن‌ها حفظ شود، بلکه برای مقابله با رقیبان سیاسی نیز بسیج شوند.

    در واقع، هوش مصنوعی در اینجا نه یک ابزار فنی ساده، بلکه یک «سلاح روانی» برای مهندسی افکار عمومی است که به کارزار انتخاباتی اجازه می‌دهد با دقت جراحی، پیام‌های سیاسی را در ذهن مخاطبان هدف نهادینه کند.

    نویسنده: علی ضرتاش ور

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *